پست ترین مخلوقم(بی اغراق)

رو سیه ام
رو سیه ام یا ....
نمیتوانم نامت را بر زبان بیاورم
شرمنده
ببخش که نام اعظمت را بر زبان آلوده ام می آورم
رو سیه ام یا علی
من همان کسی هستم که دیگران را به خیر و نیکی دعوت کرد اما خود....
من همان کسی هستم که دیگران را از کار زشت نهی کردم و بعد از نهی کردن،خودم دنبال آن نهی کرده ام رفتم....
من همان کسی هستم که اسمم مسلمان و به ظاهر شیعه هست اما....
من همان کسی هستم که یک روز قبل از شب قدر،گناه کردم و شب قدر توبه کردم
فردایش دوباره گناه کردم و شب قدر اشک ریختم که خدایا ببخش.یک روز از ان اشک نگذشت که دوباره گناه کردم
گناه کبیره
ننگم باد
شرمم باد
اکنون چگونه توبه کنم؟
چگونه سرم را بالا بگیرم و خدا را بخوانم؟
چگونه نام علی را بر زبان بیاورم؟
آیا خدا مرا می بخشد؟
کسی که با دهان روزه گناهی بزرگ انجام داد
کسی که در روز شهادت مولایش،حرمت نگه نداشت و با اینکه صدای عزاداری را می شنید،بی توجه عبور کرد
چه بگویم؟
از کدامین گناه نکرده بگویم؟
آیا خدایم می بخشایدم؟

دعوت به همکاری

سلام.

میخوام یک گروهی تشکیل بدیم و در اون قران رو از نظر ریاضی مورد بررسی قرار بدیم و مطمئنم به نتایج درخشانی خواهیم رسید.فقط کافیه نام و نام خانوادگیتون رو بگید تا در لیست این گروه قرار بگیرید.

اسم گروه:اندیشمندان جوان

مثال بسیار ساده:

سوال و بحث مورد نظر:دوستان کلمه ی جزاء(پاداش و کیفر) و مغفرت چند بار در قران امده است؟

جواب دوستان بعد از تحقیق و تحلیل:کلمه ی جزاء 117 بار و کلمه ی مغفرت 334 بار در قران تکرار شده است.

نتیجه:الله اکبر - اعجاز ریاضی قران - گرایش تردید کنندگان به این معجزه ی اسمانی

یا علی مدد بسم الله


سوره بقره - ایه ی 118 تا 122

توضیحات:از ایه ی 118،قرار نیست که خدا مستقیما با همه سخن بگه یا معجزه بیاره،که در اینصورت همه طبیعتا ایمان می اورند.از ایات دیگری که در ذهنم هست،ایمان به غیب ارزشمند است و چیزی که به عینه دیده شود(مثلا سخن گفتن خدا با همه،یا امدن معجزه)دیگر ایمان اوردن کار عجیبی نخواهد بود.(همیشه دنبال مجهول میگردیم،چیزی که معلوم است،گشتن نمیخواهد).با تفکر در همین ایه میشود فهمید که:مردم مانند همدیگرند و دلها و افکارشان مثل هم است،پس در نتیجه گذشتگان برای ما عبرت و راه نمایی هستند.
از ایه ی 119،پیامبر اکرم(ص) بشیر و نذیر هستند.یعنی هم بشارت میدهند و هم بیم می دهند.
و مشخص است که دو راه داریم،بشارت می دهند به نیکی و بیم می دهند از بدی.و همه مختارند و درباره ی دوزخیان،از پیامبر(ص)سوالی نخواهد شد.
از ایه 120،اینگونه میتوان برداشت کرد که:اگر نسبت به چیزی علم داشته باشی و انگونه عمل کنی که نهی شده ایی،در اینصورت هیچ یار و یاوری نخواهی داشت.
باز هم در ایه ی 122،برای چندمین بار متوالی این جمله ذکر شده است:ای فرزندان اسرائیل نعمتم را بر شما ارزانی داشتم و اینکه شما را بر جهانیان برتری دادم.

ادامه نوشته

سوره ی بقره آیه 103 تا 117

توضیح:از آیه ی 105،مشرکان و کافران دوست ندارند خیری از جانب خدا،بر مومنان برسد.

در انتهای آیه ی 111،ذکر شده:بگو اگر راست میگویید دلیل بیاورید.به نظر من این بهترین جمله هست."اگر راست میگویید دلیل بیاورید".سعی کنیم هروقت درباره کسی حرف زدیم که او قبول نکرد،حتما دلیل بیاوریم.

در آیه ی 112،کسانی که تسلیم خدا بوده و نیکوکار باشند،نه "بیمی" بر آنان هست و نه "اندوهگین" خواهند شد.

در ایه ی 116،ذکر شده:گفتند خدا فرزندی برای خود اختیار کرده است،او منزه است.....،پس این سوال پیش می آید که آیا کسی که فرزند دارد منزه نیست؟در جواب این سوال:فرزند دار شدن برای انسان هاست.پس ازدواج هم خاصه ی انسان هاست.پس آمیزش و تولید مثل هم مخصوص انسان هاست.پس خداوند منزه از این هاست....

سوال:در آیه ی 106،ذکر شده:هرحکمی را نسخ کنیم و آنرا به دست فراموشی بسپاریم بهتر از ان یا مانندش را می آوریم.منظور از نسخ حکم دقیقا چیست؟

(متن و ترجمه ایات در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

سوره ی بقره آیه 102

سوالات:در ایه ی 102،حضرت سلیمان نسبت به کارهای عجیب و غریب،علم داشت و بعضی ها هم از او این علم را یاد گرفتند.بعد حضرت سلیمان کفر نورزید اما آن شیطان صفت ها به کفر گراییدند.

پس با این حساب یک سوال پیش می آید،ایا سحر گناه است یا سحر امیخته با کفر گناه است؟یا اصلا آیا سحر کفر است؟

قضیه ی فرشته های هاروت و ماروت چه بوده؟آنها از طرف خداوند آمده بودند و اجازه داشتند به مردم سحر بیاموزند(در حالی که خود به مردم می گفتند:ما وسیله ی ازمایش هستیم مبادا کافر شوی)

جمع بندی:هاروت و ماروت اجازه داشتند به مردم سحر بیاموزند و قبل از اموختن به مردم توصیه می کردند که مبادا کافر شوی.بعد مردم سحری آموختند که به وسیله ی آن بین زن و شوهر می توانستند جدایی بیفکنند.

خب آیا هاروت و ماروت فقط این سحر را(جدایی افکندن بین زوجین) را بلد بودند و میتوانستند یاد دهند یا سحر های دیگری هم بلد بودند ولی مردم فقط اینیکی را آموختند؟

در آیه 102 ذکر شده هرکس این متاع را خریدار باشد در آخرت بهره ای ندارد.منظور از متاع،علم سحر هست یا سحر همراه با کفر؟

به نظرم دو نوع سحر داریم:

1-علم سحر(خوب):مثلا سحر کنیم و طی الارض کنیم.

2- سحرِ بد:مثلا سحر کنیم و از کسی که تنفر داریم انتقام بگیریم.

البته شاید در گزینه ی اول،استفاده از کلمه ی "سحر" زیاد درست و جالب نباشد.

(متن و ترجمه آیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

بنام خداوند رحمتگر مهربان

سلام به روی ماه همتون

دو هفته بود که آپدیت نکرده بودم.به قول شماها شیطان نمیذاشت.

اما این حرف های سازنده ی شما بود که منو برگردوند.این شما بودید که بهم امید دادید.دم همتون گرم.واقعا حرفاتون منقلبم کرد.بخصوص :

داداش میرزا مهدی،داداش امیر حسین،آقا احسان،خواهر عزیزم(وبلاگ مرصاد)،محدثه خانم،سایا خانم،و همه و همه.

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...

یا علی مدد بسم الله

شکست شیطان

...

ادامه ی نیرنگ شیطان

...

شروع نیرنگ شیطان

...

4-اقیانوسِ ذهن من و آسمانِ چشم تو

خدایا قدرتی به من عطا کن تا "عشق وصالت" را به "شوق گناه" نفروشم!

3-اقیانوسِ ذهن من و آسمانِ چشم تو

اندکی تأمّل بهتر از کلّی تعمّل!

نظریه ی شخصی من در مورد چگونگی خلقت(عجیب!)

سلام بر عزیزان.این مطلبی که الان خواهید خواند نظریه ی شخصی من هست.ممکنه کاملا اشتباه باشه،ممکنه هم درست باشه.

خواهشم اینه که بخونید ولی حرفای من به افکارتون جهت نده.بخونید و فکر کنید و نظرتون رو بگید.ممنونم.

نظر شخصی من:در قرآن کریم،ذکر شده که خداوند هفت آسمان را در شش روز بیافرید.به احتمال زیاد،آن شش روز،همان شش روز ما انسان ها نیست و ممکنه میلیاردها سال باشه.

حدود 14 میلیارد سال پیش،زندگی آغاز شد.یک ستاره ی دنباله دار عظیم،به زمین برخورد کرد و جرقه ی موجودیت زده شد.طبق نظریه ی "سوپ بنیادین" و نظریه ی "حباب" باران بارید و کم کم اقیانوس ها ایجاد شد و در درون آب برخی فرآیندهای شیمیایی انجام شد و RNAهمانندسازی کرد و....(وارد حیطه ی تخصصی نمیشم)

سپس اولین موجودات به وجود آمدند.به وسیله ی "سیانوباکتر"ها اکسیژن در جوّ ایجاد شد و...

خلاصه از مواد آتشفشانی و نیتروژن و خاک و ... موجودات تک سلولی ایجاد شده سپس با همانند سازی RNA اون موجودات پیشرفته و پیشرفته تر شدند و ماهی ها ایجاد شدند...

بعد از آن ماهی ها به دوزیستان،دوزیستان به خزندگان،و آنها هم به پرنده و پستاندار تبدیل شده اند(این تبدیل شدن،میلیارد ها سال طول کشیده است)

حال بریم سر اصل مطلب.خلقت انسان بعد از اینها انجام شده.اما سوال اینجاست که چگونه؟

اکثر مردم بر این باورند که:خداوند به فرشته ای فرموده که مقداری از زمین خاک بیاور،سپس انسان را طراحی کرده،سپس در آن روح دمیده و خلقت اینگونه آغاز شده...

و اما نظریه ی شخصی من:انسان از خاک آفریده شده.منظور از خاک،همان ستاره ی دنباله داری هست که به زمین برخورد کرده و جرقه ی موجودیت آغاز شده.سپس موجودات تکامل یافته و ماهی ها به دوزیست و دوزیست به خزنده و ....تبدیل شده است.تا اینکه رسیده به پستانداران.سپس از تغییر و تحول آنها انسان های نخستین به وجود آمده اند.تا اینجای کار،همه یک نوع جانور بوده اند که نه قدرت تفکر داشتند و نه اختیار.سپس به دو نفر(حضرت آدم و حوا)خداوند از روح خود دمیده.این دمیدن روح باعث شده که انسان بتواند تفکر کند و یاد بگیرد و اختیار داشته باشد و پیشرفت کند.

آن موقعی که فرشتگان به خداوند میفرمایند:آیا در زمین خلیفه ای ایجاد میکنی که خون ریزی خواهد کرد...و خداوند میفرماید من چیزی میدانم که شما نمیدانید...احتمالا این سخن فرشتگان مربوط به موقعی بوده که هنوز روح در آن دمیده نشده بود.

پس به نظر من،خداوند موجودات را به آرامی،و با اصول و نظم آفریده و اینگونه نبوده که وقتی خواست چیزی را خلق کند،یک دفعه و فوری آنرا بیافریند،بلکه به مرور زمان خلق میکند.

این نوع خلقتی که برای شما عرض کردم و نظر شخصی خودم را گفتم،بسیار پیچیده تر از آن خلقتی هست که بقیه مردم فکر می کنند،چرا که در این نظریه،همه ی ما از "عدم" خلق شده ایم.یعنی از هیچ و پوچ.و این قدرت بی پایان پروردگار را نشان میدهد که اینگونه با نظمی دقیق همه چیز را خلق کرده است.

اکنون شاید برخی ها فکر کنند که چگونه میشود از ستاره ی دنباله دار و خاک،اینهمه موجود آفریده شود؟

مثالی میزنم:بزرگوارن،بنده حقیر که دارم برای شما می نویسم و شما که دارید نوشته هامو میخونید،همگی از خونی بسته "علق" ایجاد شده ایم.چه کسی میتونه باور کنه که از لقاح "اسپرم" و "تخمک" ایجاد شده و اکنون میتونه زندگی کنه و فکر کنه و اختیار داشته باشه؟

این هم مثالی بود برای "خلقت از عدم"

میتونید به حرفام فکر کنید و در این زمینه تحقیق کنید و علم اندوزی کنید.

سلامت و عاقبت به خیر و موفق باشید.

2-اقیانوسِ ذهن من و آسمانِ چشم تو

گفتم دوستت دارم گفت چه در سر داری؟گفتم عاشقتم گفت حتما بی نقص و زیبایم که عاشقمی.گفتم با من باش گفت قصدت چیست؟هیچ نگفتم گفت حق با من است سخنی نداری که بگویی.بیایید در ایستگاه بعدی همگی پیاده شویم دنیا وفا ندارد.

سوره بقره - ایه 74 تا 101

برداشت شخصی من:در آیه 78،"بعضی" از یهودیان کتاب خدا را خیالی خام میدانند و فقط گمان میبرند،که "بی سواد"هستند.

در آیه 80،ذکر شده که:آنها گفتند جز "روزهایی چند" هرگز آتش به ما نخواهد رسید...اما خداوند در آیه 81،میفرماید:کسی که بدی به دست آورد و گناهش او را در میان گیرد،در آتش "جاویدان" خواهند بود.و در آیه 82 میفرماید:کسی که "ایمان اورد" و "عمل صالح" انجام دهد،اهل بهشت است و "جاویدان" در آن خواهد ماند.(باز هم بعد از ایمان،عمل صالح ذکر شده است)

آیات 84 و 85 دقیقا توصیف اسرائیل و فلسطین امروزی است.

از آیه ی 86،در جهنم عذاب سبک نمی گردد.

از آیه 88و89،خداوند کافران را لعنت میکند.و همچنین کسانی که ایمان می آورند بسیار اندک اند.

در آیه 91،ذکر شده:چون به انان گفته شود به آنچه خدا نازل کرده ایمان آورید(قرآن)میگویند ما به آنچه بر پیامبر خودمان نازل شده ایمان می آوریم و غیر آنرا با آنکه کاملا حق،و موید همان چیزی است که با انان است انکار می کنند،بگو اگر مومن بودید پس چرا پیش از این پیامبران خدا را می کشتید.

از ایه 97،قرآن بر "قلب" پیامبر(ص)نازل شده است و موید کتاب های اسمانی قبلی،و هدایت و بشارتی برای مومنان است.

از آیه 40 ،تا حدود 60 آیه،از بنی اسرائیل و بدی های آنان سخن گفته شده.تا به حال من ندیده ام که از قومی،بدین صورت انتقاد شود و از بدی هایش گفته شود و اینچنین بینیشان به خاک مالیده شود(حضرت موسی(ع) چه بدبختی هایی کشیده است از دست این قوم نادان!)

(متن و ترجمه ی ایات در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

1-اقیانوسِ ذهن من و آسمانِ چشم تو

قبله ی نیازت را به طرف خدا بر گردان تا هیچوقت نیازمند مشوی.

سوره بقره - ایه 65 تا 73

سوالات:در آیه ی 65،در آن زمان روز شنبه مگر روز خاصی بوده است (؟) که ذکر شده:حرمت روز شنبه را نگه نداشتید و بوزینگانی شدید...

چر ا گاو مورد نظر باید میان سال،زرد رنگ،بی عیب و یک رنگ،می بود و آنقدر هم به کار رام نمی بود؟

در آیه 65،ذکر شده بوزینه شوید و راندگانی دور از قرب حق.پس حیوانات مگر روح ندارند؟روحشان بعد از مرگ چه میشود؟اگر روح نداشته باشند که بی جان محسوب میشوند!(قطعا تقرب نمی یابند طبق این آیه)

(یک نظریه ی شخصی در مورد چگونگی خلقت انسان و حیوانات و نباتات دارم که اعلام کردنش بسیار شجاعت میخواهد و ریسک بزرگی است،تردید دارم اعلام کنم!!)

آیا بعضی کارها،مثل زدن گوشت گاو مذکور،بر بدن مقتول،فقط مختص آن زمان بوده یا اکنون هم به دست یک شخص طیب و طاهر امکان پذیر است!؟

برداشت شخصی من:از آیه ی 67،کسی که مردم را تمسخر میکند و سخن به تمسخر می گوید،نادان است.

در آیه ی 66 ذکر شده آنها را مسخ کردیم.بعد از دین اسلام چنین عقوبتی دیده نشده(تا آنجایی که من خبر دارم).فقط یک مورد شنیده ام که در سال های اخیر دختری قرآن را سوزاند و به شکل میمون در آمد(البته حرف و حدیث هایی هم بوده که این خبر میتواند شایعه و دروغ باشد).

دلیل پیدا کردن این گاو زرد رنگ،این بوده که:دو نفر یک شخصی را می کشند و هر دو قاتل بودن خویش را انکار میکنند و سر همدیگر می اندازند،تا اینکه خداوند میفرماید گاوی زرد رنگ و میان سال و بی عیب و یکرنگ پیدا کنید و ذبحش کنید و بعضی از اعضاء گاو را بر بدن مقتول بزنید،تا مقتول زنده شود و قاتلِ خود را معرفی کند.

در آیه 69،ذکر شده رنگ زرد رنگی فرح بخش است.پس دلیل اینکه وقتی خانم ها از جلوی طلا فروشی رد میشوند،نیم ساعت شوهر خود را معطل کرده و نگاه میکنند،همین است!!

(متن و ترجمه ایات در ادامه مطلب)

ادامه نوشته